سینما رکس؛ از فاجعه تاریخی تا میراث حافظه آبادان

مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و فیلم‌ساز در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان به محل یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران تبدیل شد؛ آتش‌سوزی‌ای که جان صدها نفر را گرفت و در ماه‌های ملتهب منتهی به انقلاب، به رخدادی با پیامدهای گسترده سیاسی و اجتماعی بدل شد.

مکان وقوع این فاجعه نیز بخشی از تاریخ است. سینما رکس در آبادان، شهری که زندگی مدرن، صنعت نفت، فرهنگ شهری و طبقه کارگر در آن به هم پیوند خورده بود، قرار داشت. از همین رو، این حادثه را باید در پیوند با تاریخ اجتماعی و فرهنگی آبادان و تحولات ایران بررسی کرد.

جامعه ایران در سال ۱۳۵۷ جامعه‌ای آرام نبود. اعتراض‌ها گسترش یافته بود و اعتصاب‌ها، به‌ویژه در صنعت نفت، به یکی از عوامل مهم فشار بر حکومت تبدیل شده بود. بنابراین سینما رکس را نباید علت منفرد انقلاب دانست؛ بلکه باید آن را یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای از حوادثی دید که بحران سیاسی را تشدید کردند.

آبادان در آن زمان یکی از مهم‌ترین شهرهای صنعتی ایران بود؛ شهری که با صنعت نفت، مدرنیته، طبقه کارگر و زندگی شهری جدید پیوند خورده بود. بنابراین وقوع چنین فاجعه‌ای در آبادان، معنایی فراتر از یک حادثه شهری داشت.

سینما رکس؛ از فاجعه تاریخی تا میراث حافظه آبادان

سینما رکس در شهری سوخت که نفت آن ستون مهم اقتصاد ایران بود و کارگران آن در ماه‌های بعد نقشی تعیین‌کننده در اعتصاب‌های صنعت نفت ایفا کردند. در نتیجه، نمی‌توان پیامدهای سینما رکس را فقط در محدوده آبادان بررسی کرد. حادثه در زمینه‌ای قرار گرفت که اعتراض‌های اجتماعی، اعتصاب‌های کارگری، مخالفت‌های مذهبی، فعالیت‌های سیاسی گروه‌های مختلف و بحران مشروعیت حکومت پهلوی به یکدیگر پیوند می‌خوردند.

از این منظر، سینما رکس بیش از آنکه «آغاز انقلاب» باشد، یکی از نقاط تشدیدکننده روندی بود که از ماه‌ها پیش آغاز شده بود. آنچه سینما رکس انجام داد، تبدیل یک فاجعه انسانی به سرمایه‌ای بزرگ برای بسیج سیاسی بود. تصویر انسان‌هایی که در یک سالن سینما در آتش سوخته بودند، بسیار تکان‌دهنده‌تر از یک خبر سیاسی معمولی بود. این تصویر می‌توانست خشم، ترس، سوگ و احساس بی‌عدالتی را همزمان برانگیزد.

با گذشت نزدیک به پنج دهه، هنوز درباره چگونگی آتش‌سوزی و مسئولیت عاملان آن روایت‌های متفاوتی وجود دارد. اما فارغ از این اختلافات، یک واقعیت تاریخی روشن است: سینما رکس از یک فاجعه انسانی به یکی از نمادهای حافظه جمعی و تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و روایت آن در کتاب‌ها، نمایشنامه‌ها و آثار مستند و ادبی ادامه یافت.

اما بخش دیگری از داستان سینما رکس، کمتر از وجه سیاسی آن دیده شده است: تأثیر فرهنگی این حادثه بر نگاه جامعه ایرانی به سینما. امروز جای سینما رکس را می‌توان فراتر از یک محل حادثه، به عنوان مکان حافظه دید؛ مکانی که تاریخ آبادان، تاریخ سینمای ایران و تاریخ تحولات اجتماعی کشور در آن به یکدیگر گره خورده‌اند. ثبت و معرفی دقیق محل سینما، گردآوری اسناد و عکس‌ها، ثبت تاریخ شفاهی خانواده قربانیان و بازسازی دیجیتال فضای سینما می‌تواند زمینه ایجاد یک یادمان شهری و مرکز روایت تاریخ معاصر آبادان را فراهم کند.

چنین یادمانی می‌تواند در کنار میراث نفت، محله‌های تاریخی، بناهای شهری و دیگر جاذبه‌های فرهنگی آبادان، بخشی از یک محور گردشگری میراث فرهنگی و گردشگری حافظه باشد؛ محوری که هدفش نمایش یک حادثه تلخ به عنوان سرگرمی نیست، بلکه فراهم کردن امکان شناخت تاریخ، ادای احترام به قربانیان و گفت‌وگو درباره گذشته است.

در این مسیر، نام و روایت قربانیان باید در مرکز توجه قرار گیرد. سینما رکس پیش از آنکه یک نماد سیاسی باشد، محل یک فاجعه انسانی بود؛ فاجعه‌ای که نباید انسان‌های جان‌باخته در آن، زیر سایه روایت‌های سیاسی فراموش شوند.

سینما رکس امروز می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های میراث حافظه در ایران تبدیل شود؛ میراثی که نه فقط یک ساختمان، بلکه خاطره یک شهر، یک نسل و یکی از سرنوشت‌سازترین شب‌های تاریخ معاصر ایران را در خود جای داده است.

شاید وقت آن رسیده باشد که پژوهشی مستقل با عنوان «سینما رکس در ادبیات و هنر ایران» شکل بگیرد و همه این روایت‌ها گردآوری و بررسی شوند؛ زیرا بخشی از میراث سینما رکس، نه فقط در اسناد رسمی و پرونده‌های قضایی، بلکه در حافظه نویسندگان، شاعران، نمایشنامه‌نویسان و هنرمندان باقی مانده است.

و شاید روزی همین ادبیات بتواند به ما کمک کند تا سینما رکس را نه فقط به عنوان یک واقعه سیاسی، بلکه به عنوان روایتی انسانی از آبادان، مرگ، سوگ و حافظه جمعی ایرانیان دوباره بخوانیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052702056
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha